شيخ محمد جعفر امامى
73
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
قرائت است ؛ چنان كه در اشعار عرب ، گاه به اين معنا آمده است . « 1 » [ أُمِّى : ] « الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّي » دربارهء مفهوم « أُمِّى » كه از مادّهء « أُمّ » به معناى مادر ، يا « امّت » به معناى جمعيت گرفته شده است در ميان مفسران گفتگوست ؛ جمعى آن را به معناى درس نخوانده مىدانند ، يعنى به همان حالتى كه از مادر متولد شده باقى مانده و مكتب استادى را نديده است . بعضى آن را به معناى كسى كه از ميان امّت و تودهء مردم برخاسته ، نه از ميان اشراف ، و مترفين و جباران . و بعضى به مناسبت اين كه مكّه را « ام القرى » مىگويند اين كلمه را مرادف « مكّى » دانستهاند . روايات اسلامى كه در منابع مختلف حديث وارد شده نيز ، بعضى آن را به معناى درس نخوانده ؛ و بعضى آن را به معناى مكّى تفسير كردهاند . ولى هيچ مانعى ندارد كه كلمهء « أُمِّى » اشاره به هر سه مفهوم بوده باشد و بارها گفتهايم كه استعمال يك لفظ در چند معنا ، هيچ مانعى ندارد ، و در ادبيات عرب شواهد فراوانى براى اين موضوع وجود دارد . « 2 » [ أمين : ] « وَ هذَا الْبَلَدِ الأَمينِ » واژهء « امين » از مادّهء « أمْن » در اينجا ممكن است « فعيل » به معناى « فاعل » باشد و مفهومش « ذو الامانة » است و يا « فعيل » به معناى مفعول يعنى سرزمينى كه مردم در آن در امنيتند . « 3 » [ أُمِّيُّون : ] « أُمِّيُّونَ لايَعْلَمُونَ » « أُمِّيُّون » جمع « امّى » در اينجا به معناى « درس نخوانده » است . « 4 » [ أُمِّيِّين : ] « فِي الأُمِّيِّينَ سَبيلٌ » « أُمِّيِّين » به معناى افراد درس نخوانده و بى سواد است ؛ ولى منظور آنها مشركان عرب و اعراب بود كه معمولًا از خواندن و نوشتن آگاهى نداشتند ، و يا اين كه منظور آنها تمام كسانى بود كه از خواندن تورات و انجيل بىبهره بودند . « أُمِّيِّينَ » در سورهء « جمعه » جمع « أُمّى » به معناى « درس نخوانده » منسوب به « امّ » ( مادر ) است ؛ يعنى مكتبى جز مكتب دامان مادرش را نديده است . و بعضى آن را به معناى « اهل مكّه » دانستهاند ؛ زيرا « مكّه » را « امّ القرى » ( مادر آبادىها ) مىناميدند . ولى اين احتمال بعيد به نظر مىرسد ؛ چرا
--> ( 1 ) . حج ، آيهء 52 ( ج 14 ، ص 154 ) ( 2 ) . اعراف ، آيهء 157 ( ج 6 ، ص 469 ) ( 3 ) . تين ، آيهء 3 ( ج 27 ، ص 161 ) ( 4 ) . بقره ، آيهء 78 ( ج 1 ، ص 371 )